تبلیغات
وبلاگ مذهبی ، فرهنگی ایران اسلامی
جای حرم ، کیش ! جای پرچم دیش ! چه اسون به مقدسات میشه هتاکی!!!!
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
ایران و اسلام.خیلی ها منتظر هستندتا ما به زانو در بیایم تا بتونند افسار اسب تاازی رو دستشون بگیرند! با حضور خدا و سایه ی ولایت فقیه و بسیج و بسیجی هیچ دشمنی علیه ما نمیتواند کاری از بیش ببرد!
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبگاه
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
چند چیز باعث خوش بختى حضرت آدم علیه السلام شد، و همان ها باعث بدبختى و بیچارگى شیطان ملعون گردید. ((محمد دورى )) نقل مى كند: علت بدبختى و بدفرجامى شیطان پنج چیز است ، در حالى كه همان ها باعث خوش بختى حضرت آدم علیه السلام شد. و آنها عبارت اند از:
1. آدم علیه السلام وقتى از درخت ممنوع شده خورد و با خدا مخالفت كرد، بعد از آن كه متوجه خلافت خود شد اقرار و اعتراف كرد به این كه او و همسرش اشتباه كردند. و به خدا عرض كردند:
ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا، لنكونن من الخاسرین ؛
((خداوندا! ما (دو نفر) بر خود ظلم و ستم كردیم . اگر (لطف و بزرگوارى ) تو ما را نبخشد و بر ما رحم نكنى ، هر آینه زیان كار خواهیم بود)).(132) بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
چند چیز باعث خوش بختى حضرت آدم علیه السلام شد، و همان ها باعث بدبختى و بیچارگى شیطان ملعون گردید. ((محمد دورى )) نقل مى كند: علت بدبختى و بدفرجامى شیطان پنج چیز است ، در حالى كه همان ها باعث خوش بختى حضرت آدم علیه السلام شد. و آنها عبارت اند از:
1. آدم علیه السلام وقتى از درخت ممنوع شده خورد و با خدا مخالفت كرد، بعد از آن كه متوجه خلافت خود شد اقرار و اعتراف كرد به این كه او و همسرش اشتباه كردند. و به خدا عرض كردند:
ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا، لنكونن من الخاسرین ؛
((خداوندا! ما (دو نفر) بر خود ظلم و ستم كردیم . اگر (لطف و بزرگوارى ) تو ما را نبخشد و بر ما رحم نكنى ، هر آینه زیان كار خواهیم بود)).(132)

خویش را مجرم و مجرم گومترس

تا ندزدد از تو آن استاد درس

از پدرآموز اى روشن جبین

ربنا گفت و ظلمنا پیش از این

نه بهانه كرد و نه تزویر ساخت

نه لواى مكر و حیلت بر فراخت

اما شیطان به گناهان خود اعتراف نكرد و خود را مجرم و خلاف كار ندانست و همین باعث بى چارگى او شد.
2. آدم بعد از آن كه خلاف كرد و متوجه آن شد، در برابر خداى خود، پشیمان گشت و با عجز و التماس عذر خواهى كرد و گفت :
رب انى ظلمت نفسى انك من الغافرین ؛
((خدایا، بر خود ظلم كردم ، پس مرا بیامرز و از تقصیرم بگذر. به درستى كه تو از بخشندگى - و جز تو بخشنده تر كسى را سراغ ندارم -)).
ولى شیطان چون خود را بى گناه مى دانست پشیمان نشد و از خداوند بزرگ عذر نخواست .
3. آدم علیه السلام در برابر ترك اولى كه مرتكب شده بود، خویشتن را سرزنش كرد و گفت : خداوندا! من از برگشتگان هستم . اما شیطان خود را در برابر خلاف هایى كه كرده بود، سرزنش نكرد و چون خود را محق مى دانست ، گفت :
خلقتنى من نار و خلقته من طین ؛
((مرا از آش آفریدى و آدم را از خاك و گل .))(133) پس من بر او سجده نكردم .
4. آدم وقتى پرونده خود را سیاه یافت ، به فكر افتاد كه آن را جبران كند و به حالت اول برگرداند؛ از این رو زود توبه كرد و با شكسته نفسى در برابر خالق خود عرض كرد:
رب اغفرلى انك خیر الغافرین ؛ رب فارحمنى انك خیر الراحمین ؛ رب فتب على انك انت التواب الرحیم ؛
((خدایا! مرا ببخش ؛ زیرا تو بهترین بخشندگانى ، خدایا! به من رحم كن ، چون تو بهترین رحم كنندگانى ؛ خدایا! توبه مرا قبول كن ؛ به درستى كه تو بسیار آمرزنده اى )).(134)
5. آدم در حالى كه خلاف مرتكب شده بود، و طبق گفته خدا كه مى فرماید: از رحمت خدا ماءیوس نشوید: ناامید نشد و دویست سال در زمین گریه كرد تا خدا توبه اش را پذیرفت ولى شیطان بعد از گناه خویش از رحمت خدا ناامید شد. و همین یاءس و ناامیدى بزرگترین گناهى بود كه او مرتكب شد. قرآن مى فرماید:
لاتایئسوا من روح الله انه لا یایئس من روح الله الا القوم الكافرین ؛
((از رحمت خدا نومید نباشید؛ چون كسى از رحمت خدا ماءیوس نمى شود مگر كافران )).(135)
از این رو بود كه خداوند از روح خود در پیكر آدم دمید و او را خلیفه خویش ‍ ساخت . در مقابل آدم شیطان بدكردار حاضر نشد كه از پیشگاه با عظمت الهى عذرخواهى كند به جاى آن ، مقابل خداى خود ایستاد و قسم خورد كه تا مى تواند و قدرت دارد گناه و مخالفت كند.(136)
گفت : شیطان كه بما اغویتنى

كرد پنهان فعل خود را آن دنى

گفت : آدم كه ظلمنا نفسنا

او ز فعل خود نبد غافل چو ما

از ادب حق ، توبه تلقینش نمود

توبه اش را اجتبیناه فزود

بعد توبه گفتش :اى آدم ! نه من

آفریدم در تو این جرم و محن

نى به تقدیر قضاى من بدان

چون به وقت عذر كردى آن نهان

گفت : ترسیدم ادب بگذاشتم

گفت : من هم پاس آنت داشتم

باز آن ابلیس بحث آغاز كرد

كه بدم من سرخ رو كردیم زرد

رنگ ، رنگ توست صباغم توئى

اصل جرم و آفت داغم توئى

بذر گستاخى كسوف آفتاب

شد عزازیلى ز جرئت رد باب

هم چه ابلیسى كه گفت اغویتنى

تو شكستى جام ، ما را مى زنى


نویسنده راهی مالکی در 08:34 ب.ظ | نظرات()

عجب دنیایی شده

چقدر برام غریبی دنیا

چرا اینقدر عجیب شدی؟

.

.

.

نه. تو عجیب نشدی

تو همون دنیای قبلی

این آدمها هستن که عوض شدن

آدمها عجیب و غریب شدن که:

صداقت و یکرنگی را میزارن پای خریت و سادگی

مهربونی را میزارن پای خودشیرینی

صاف بودن را میزارن پای نفهم بودن

سکوت را میزارن پای حماقت

آره دنیا .مردم خیلی عوض شدن

دروغ گفتن شده زرنگی

پنهان کاری شده دانایی

بدجنس بودن شده عاقلی

تغلب و فریب شده ذکاوت

کمک نکردن شده آینده نگری

خدایا........

این دنیا خیلی برام دلگیر شده

هوای جامعه گرفته و آلوده اس

خدایا داریم به کجا میریم؟

بنده هات برای چی اومدن و چی شدن؟

خدایا.........

معیارها و ملاکها چی شده؟

کو انسانیت؟

کو آدمیت؟

خدایا.........

خود منم کم کوتاهی نکردم

خود منم خیلی فراموشکارم

فراموش کردم کجا بودم کجا اومدم و کجا قراره برم؟

منو ببخش و بهم کمک کن تا جبران کنم

منو یاری کن تا از اینی که هستم بدتر نشم

منو نجات بده از این فضای دلگیر و کثیف جامعه

خدایا من همرنگ جماعت شدن رو نمیخوام

خدایا.........



نویسنده راهی مالکی در 10:42 ب.ظ | نظرات()

شعری زیبا در مورد خدا,شعر خدا

پیش از اینها فکر می کردم که خدا
 خانه ای دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برف کوچمی از تاج او
 هر ستاره، پولکی از تاج او


نویسنده راهی مالکی در 11:05 ب.ظ | نظرات()

ولادت امام زمان,درد و دل با امام زمان

 

اى نسیم سحر آرامگه یار كجاست
منزل ‏آن مه عاشق كش عیار كجاست
 
هرسر موى مرا با تو هزاران‏كاراست
ماكجاییم و ملامتگر بى كار كجاست
    
ساقى و مطرب و مى،جمله‏ مهیاستولی
عیش، بى یار مهیا نشود یار كجاست

 همه هستى‏ ام را كه ذره ‏اى از لطف بى ‏نهایت اوست، خاك قدمت كردم، شاید بیایى و نفسى بر این خاك تیره ، پاى عنایت گذارى. آنگاه است كه چشمان همیشه منتظر نرگس، توتیایى خواهد یافت كه جهانى را تواند روشنى بخشد و قافله هستى را راه نماید.
اى مهربان‏ترین! ببین كه از اشك، سرشارم؛ ببین كه مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر مى‏ زند؛ ببین كه دستان نیازمند، جز در آستان تو اجابت را نمى‏ یابد. پس بیا و شب هاى تنهایى دلم را كه در هر گوشه آن هزار یلدا خفته است، ستاره باران كن.
اى جانان جان! از فیض نگاه توست كه عشق در خانه قلبمان مى‏ تپد، و رود زندگى در رگ هاى عمر، جارى است.

نویسنده راهی مالکی در 11:04 ب.ظ | نظرات()

راز و نیاز با خوا,دردو دل با خدا

 می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای من در آن است، آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم.
دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!
هنوز من هستم.
هنوز خدایت همان خداست!

هنوز روحت از جنس من است!

اما من نمی خواهم تو همان باشی!

تو باید در هر زمان بهترین باشی.

نگران شکستن دلت نباش!

نویسنده راهی مالکی در 11:00 ب.ظ | نظرات()

 شعر خدا,شعر راجع به خدا

 بنگاه دنیا

دلم را سپردم به بنگاه دنیا
هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز
برای دلم
مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت

ولی هیچ کس واقعا
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسی قلب مرا وا نکرد


نویسنده راهی مالکی در 10:57 ب.ظ | نظرات()

 راز و نیاز با خدا,درد و دل با خدا

 خدایـــا دلــــــم بـــاز امشب گــــــرفته.!!
  بیــــــا تا کمی با تـــو صـــــحبت کنـــم...


     بیا تا دل کوچــــــــــکم را
  خدایـــا فقــــط با تـــو قسمت کنم..!


   خدایـــــا بیــا پشت آن پنــجــره..
    که وا می شود رو به ســــــوی دلــــــــم!!


      بیـــا پــــرده ها را کنـــاری بزن...
     که نــــــورت بتــابد به روی دلـــــــم!!!


          خدایـــا کمـــک کـــن :
     که پـــروانه ی شعر من جــــان بگیرد...


   کمی هم به فـــــکر دلـــــــم باش...
    مبـــادا بمیـــرد...!!!


     خــــدایــا دلــــــم را
      که هر شب نــفس می کشـــد در هوایـــــت...


    اگر چه شــــــکســــــته!!!
             شبــــی می فرســــتم بــرایــت...!!!



منبع:love-behnam.blogfa.com



نویسنده راهی مالکی در 10:56 ب.ظ | نظرات()

امام حسن,درباره امام حسن,شعر درباره امام حسن

 

خورشید سخاوت

خدا به طالع تان مُهر پادشاهی زد
به سینه ی احدی دست رد نخواهی زد

در آسمان سخاوت یگانه خورشیدی
تمام زندگی ات را سه بار بخشیدی

گدا ز كوی تو هرگز نرفته  ناراضی
عزیز فاطمه! ازبسكه دست و دل بازی

مدینه شاهد حرفم ؛ فقیر سرگشته
همیشه دست پر از محضر تو برگشته

به لطف خنده تان شام غم سحر گردد
نشد كه سائل تان نا امید برگردد


نویسنده راهی مالکی در 10:55 ب.ظ | نظرات()

وفات حضرت فاطمه معصومه(س),زندگینامه حضرت فاطمه معصومه (س),زندگی نامه حضرت معصومه (س)

 وفات حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
فاطمه معصومه (س) كیست ؟
نام شریف آن بزرگوار فاطمه و القاب ایشان " معصومه" ، " كریمه اهل بیت" ، " ستّی" ، و " فاطمه كبری" است.پدرش حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا (ع) است.(1)


از ولادت تا هجرت حضرت معصومه :
آن حضرت اوّل ذی القعده سال 173هـ . ق در مدینه منوّره به دنیا آمد. و در سنّ28 سالگی در روز دهم(2)یا دوازدهم (3)ربیع الثانی سال 201هـ . ق در شهر قم از دنیا رفت.


تمامی مطالب ، ادامه مطلب دارند.لطفا جهت مشاهده ادامه تمامی مطالب ، به ادامه مطلب ان مطلب بروید ... بت تشکر




نویسنده راهی مالکی در 10:49 ب.ظ | نظرات()

زندگینامه پیامبران,زندگینامه بزرگان دین

كدام پیامبر بود كه مردم به او ایمان نیاوردند و او آن‌ها را نفرین كرد؟
این كه كدام پیامبر پس از دعوت بسیار و تحمّل سختی‌های بی‌شمار، مردم به او ایمان نیاورده و در نتیجه مورد نفرین قرار گرفتند، در تاریخ بسیار است و ما در این جا برای روشن شدن هرچه بهتر مطلب تنها به چند مورد اشاره می‌كنیم.

نویسنده راهی مالکی در 08:02 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir